
فردی که رنگ دارد؛. اما کاغذ ندارد
اسمش جواد است. ایام کودکیاش را در روستایی در ولایت ننگرهار گذرانده؛جایی که سالها زیاد پیش آنجا را ترک کرده و حالا کمتر از آن حرف میزند.
رنگکاری را در کشور ایران یاد گرفت.و تهران، در ساختمانهای گوناگون که توسط افغانستانیها ساخته میشد و دیگران در آن زندگی میکردند.ده سال انجا کار کرد .
سال (۲۰۰۹) بهصورت اجباری از کشور ایران اخراج شد؛ بدون فرصت جمع کردن وسایل خانه، بدون خدا حافظی. فقط مرز شد
آقای جواد، یک سال در کابل ماند،کار برایش پیدا نشد. سال(۲۰۱۰) به پشاور پاکستان سفر کرد. سال (۲۰۱۷) که دولت پاکستان کارت ACC توضیع کرد، ثبتنام شد. آن را در جیبش گذاشته و هرجا لازم بود نشان میداد. کارت همراهش بود وقتی به خانه عوض کرد ، وقتی دختر اولش به دنیا آمد و وقتی دختر دومش دنیا آمد سالها بخشی از زندگی روزمرهاش بود، تا اینکه پارسال دیگر اعتباری نداشت.
یک اتاق و یک دهلیز باید رنگ میشد. هفت ساعت کار کرد برس را آرام آرام و دقیق روی دیوار میکشید. دستهایش مسیر رنگ را بلد بودند. جای که مکس نمیکردد. و جای خط باقی نمیگذاشت.معلوم بود این کار را از کتاب نیاموخته بود بلکه از دیوار یاد گرفته بود. هزار دیوار که او را مهاجرت وادار به چنین کار کرده بود.
این درد میلیون ها مهاجر افغانستان است که در کشور های بیرون مرزی از مشکلات مهاجرت رنج میبرند
اجمل رسا



