
از رؤیای نجات تا کابوس گروگانگیری؛ چهار خانواده در انتظار نجات؛ گروگانگیران ۲۰ هزار دلار میخواهند.
چهار جوان از شمال افغانستان برای فرار از فقر، بیکاری و آیندهای نامعلوم راهی ایران شدند؛ اما پس از سه هفته بیخبری، خانوادههایشان با تماس افرادی روبهرو شدند که مدعیاند آنان را در اختیار دارند و برای آزادی هر نفر هزاران دلار باج میخواهند. این روایت، بخشی از بحران گستردهتر مهاجرانی است که در مسیر افغانستان، پاکستان و ایران میان مرگ، قاچاق و گروگانگیری گرفتار میشوند.
نویسنده: محمد صادق رضایی
برای هزاران شهروند افغانستان، مهاجرت تنها یک انتخاب اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی برای فرار از ناامنی، فقر، بیکاری، تهدیدهای سیاسی و مذهبی و آیندهای نامعلوم است.
پس از تحولات سیاسی سالهای اخیر در افغانستان، شمار زیادی از شهروندان این کشور تلاش کردهاند از راههای زمینی خود را به ایران، پاکستان، ترکیه و سپس کشورهای دیگر برسانند. اما بسیاری از آنان پیش از رسیدن به مقصد، وارد مسیرهایی میشوند که در کنترل قاچاقبران انسان، شبکههای جنایی و گروههای مسلح قرار دارد.
یکی از این مسیرهای پرخطر، عبور از جنوب و جنوبغرب افغانستان به پاکستان و سپس حرکت به سوی مرز ایران است؛ مسیری که مهاجران در آن با خطر مرگ در بیابان، خشونت قاچاقبران، بازداشت، اخاذی، تیراندازی و ربایش روبهرو هستند.
در بخشهایی از مناطق مرزی میان افغانستان، پاکستان و ایران، نام گروه جندالله نیز با فعالیتهای مسلحانه و ناامنی پیوند خورده است. مهاجران شیعه و هزاره، به دلیل هویت مذهبی و قومی خود، در برخی موارد با خطرهای مضاعف روبهرو هستند؛ خطرهایی که میتواند از تبعیض و خشونت فرقهای تا ربایش و باجگیری را دربر بگیرد.
روایت خانواده؛ چهار جوان در دست گروگانگیران
بهتازگی، چهار جوان شیعه از شمال افغانستان که قصد داشتند از راه پاکستان خود را به ایران برسانند، به گروگان گرفته شدهاند.
سیتی نیوز با اعضای خانواده این چهار جوان گفتوگو کرده است. خانوادهها میگویند فرزندانشان حدود سه هفته پیش، به دلیل مشکلات و شرایط دشوار زندگی در افغانستان، تصمیم گرفتند راهی ایران شوند.
یکی از اعضای خانواده به سیتی نیوز گفت:
«پسران ما به دلیل مشکلاتی که در افغانستان داشتیم، تصمیم گرفتند به ایران بروند. این آخرین تلاش آنان برای ادامه زندگی بود و احساس میکردند راه دیگری پیشرو ندارند. سرانجام راهی شدند، اما پس از دو هفته بیخبری، از یک شماره ناشناس با ما تماس گرفتند.»
به گفته خانوادهها، در این تماس به آنان گفته شده است که جوانان در اختیار گروه جندالله قرار دارند و برای آزادی هر نفر، مبلغ ۹۰۰ میلیون تومان ایران درخواست شده است؛ مبلغی که خانوادهها آن را حدود ۵ هزار دلار برآورد میکنند.
اعضای خانواده میگویند توان تأمین چنین پولی را ندارند.
یکی از آنان گفت:
«ما برای تأمین هزینههای روزمره زندگی خود نیز با مشکل روبهرو هستیم و نمیدانیم چگونه میتوانیم چنین مبلغ بزرگی را فراهم کنیم و فرزندانمان را نجات دهیم.»
به گفته خانوادهها، مبلغ درخواستی برای هر نفر جداگانه است و مجموع پولی که برای آزادی چهار جوان درخواست شده، به حدود ۲۰ هزار دلار میرسد.
سیتی نیوز بهطور مستقل نتوانسته است هویت ربایندگان یا وابستگی آنان به جندالله را تأیید کند. خانوادهها میگویند این نام در تماسهای مربوط به درخواست باج مطرح شده است.
چرا شهروندان افغانستان مهاجرت میکنند؟
مهاجرت گسترده از افغانستان نتیجه مجموعهای از بحرانهای همزمان است. ناامنی، محدودیتهای سیاسی و اجتماعی، فشار بر فعالان مدنی و روزنامهنگاران، فقر، بیکاری، کاهش فرصتهای آموزشی و نگرانی از آینده، بسیاری از خانوادهها را به ترک کشور واداشته است.
برای شماری از مهاجران، ایران نخستین مقصد است؛ زیرا نزدیکی جغرافیایی، حضور گسترده شهروندان افغانستانی و امکان یافتن کار، این کشور را به یکی از مقصدهای مهم مهاجرت تبدیل کرده است. برخی دیگر نیز ایران را تنها مرحلهای در مسیر رسیدن به ترکیه و کشورهای اروپایی میدانند.
با این حال، محدودیتهای ویزا، هزینههای بالا و دشواری دسترسی به مسیرهای قانونی، بسیاری از افراد را به قاچاقبران انسان وابسته میکند. این وابستگی، مهاجر را از همان آغاز سفر در وضعیت آسیبپذیری قرار میدهد؛ زیرا او معمولاً مدارک قانونی، امکان تماس آزاد، دسترسی به نهادهای حمایتی و توانایی پیگیری حقوقی ندارد.
مسیر پرخطر افغانستان، پاکستان و ایران
یکی از مسیرهای مورد استفاده مهاجران از مناطق جنوبی و جنوبغربی افغانستان آغاز میشود. برخی افراد پس از ورود به پاکستان، از مناطق دورافتاده و کمنظارت بلوچستان به سوی مرز ایران حرکت میکنند.
این مسیر از بیابانها، مناطق کوهستانی و راههایی دور از مراکز شهری میگذرد. مهاجران ممکن است ساعتها یا روزها در شرایط دشوار، بدون آب و غذای کافی، حرکت کنند. قاچاقبران معمولاً افراد را در گروههای بزرگ جابهجا میکنند و در بسیاری از موارد، مهاجران اطلاعات دقیقی از محل حضور یا مسیر پیشروی خود ندارند.
این وضعیت، امکان نظارت و حمایت را کاهش میدهد و زمینه را برای سوءاستفاده فراهم میکند. مهاجرانی که پول، مدارک یا ارتباطات محدودی دارند، ممکن است در برابر قاچاقبران، شبکههای جنایی یا گروههای مسلح، توانایی دفاع از خود یا درخواست کمک نداشته باشند.
جندالله و تهدید علیه مهاجران
نام جندالله در مناطق مرزی پاکستان و ایران با فعالیتهای مسلحانه و حملات علیه اهداف مختلف پیوند خورده است.
بر اساس گزارشهایی که در سالهای گذشته منتشر شده، مهاجرانی که از مسیر پاکستان به سوی مرز ایران حرکت میکنند، با خطر ربایش، قتل، شکنجه و باجگیری روبهرو بودهاند. با این حال، در بسیاری از پروندهها، تعیین هویت عاملان و تفکیک نقش گروههای مسلح از شبکههای قاچاق و جنایت سازمانیافته، به دلیل نبود تحقیقات مستقل و دسترسی دشوار به مناطق مرزی، پیچیده است.
در برخی موارد، خانوادههای قربانیان گفتهاند که ربایندگان خود را وابسته به جندالله معرفی کردهاند یا نام این گروه را در تماسهای مربوط به درخواست باج مطرح کردهاند.
چرا شیعیان و هزارهها آسیبپذیرتر هستند؟
شیعیان افغانستان، بهویژه هزارهها، در سالهای مختلف با تبعیض، خشونت فرقهای و حملات هدفمند روبهرو بودهاند. در برخی مناطق، هویت مذهبی یا قومی افراد میتواند به عامل خطر تبدیل شود.
مهاجران ممکن است هنگام عبور از مناطق تحت نفوذ گروههای مسلح، بر اساس نام، زبان، لهجه، ظاهر، محل تولد یا اطلاعات شخصی شناسایی شوند. در برخی موارد، از افراد درباره مذهب و پیشینه قومیشان پرسش میشود.
برای مهاجران شیعه و هزاره، خطر میتواند دو لایه باشد: آنان نخست به دلیل شرایط دشوار افغانستان مجبور به ترک خانه و خانواده میشوند و سپس در مسیر فرار، ممکن است به دلیل هویت مذهبی یا قومی خود هدف خشونت، تبعیض یا سوءاستفاده قرار گیرند.
شیوه ربایش و گروگانگیری
گروگانگیری مهاجران میتواند به شکلهای مختلف انجام شود. گاهی افراد پس از جداشدن از گروه مهاجران یا در جریان انتقال توسط قاچاقبران ربوده میشوند. در موارد دیگر، ممکن است قاچاقبر با شبکههای گروگانگیری همکاری داشته باشد یا مهاجران را به گروه دیگری تحویل دهد.
پس از ربایش، خانوادهها از طریق تماس تلفنی، پیامرسانها یا فایلهای صوتی و تصویری تحت فشار قرار میگیرند. ربایندگان در برابر آزادی گروگان، درخواست پول میکنند و گاهی برای وادارکردن خانواده به پرداخت، قربانی را تهدید یا شکنجه میکنند.
برخی تحقیقات مستقل درباره مسیر مهاجرت افغانستان به ایران و سپس ترکیه نشان دادهاند که شبکههای جنایی، شماری از مهاجران افغانستانی را ربوده، شکنجه کرده و تصاویر خشونتآمیز آنان را برای خانوادههایشان ارسال کردهاند تا باج دریافت کنند.
این الگو نشان میدهد که ربایش مهاجران میتواند به یک تجارت سازمانیافته و سودآور تبدیل شود؛ تجارتی که از فقر، ناامنی، نبود مسیرهای قانونی مهاجرت و آسیبپذیری انسانهایی سود میبرد که تنها در جستوجوی امنیت و آیندهای بهتر هستند.
خانوادهها؛ قربانیان پنهان گروگانگیری
گروگانگیری تنها زندگی فرد ربودهشده را تحت تأثیر قرار نمیدهد. خانوادهها نیز با فشار روانی، بدهی و بحران اقتصادی روبهرو میشوند.
بسیاری از خانوادهها برای پرداخت پول، خانه، زمین یا داراییهای خود را میفروشند یا از دیگران قرض میگیرند. برخی نیز برای جمعآوری پول، از بستگان خود در کشورهای دیگر کمک میخواهند.
در مواردی، خانوادهها به دلیل ترس از تهدید یا بیاعتمادی به نهادهای دولتی، موضوع را گزارش نمیکنند. این سکوت میتواند شناسایی عاملان و پیگیری پروندهها را دشوارتر کند.
نبود اطلاعات دقیق نیز مشکل دیگری است. خانواده ممکن است نداند عزیزش در کدام منطقه نگهداری میشود، چه کسانی او را ربودهاند و آیا هنوز زنده است یا نه. در نتیجه، اعضای خانواده میان امید، ترس، بیخبری و فشار مالی گرفتار میشوند.
نقش قاچاقبران انسان
قاچاقبران بخش مهمی از ساختار خطر در مسیرهای غیرقانونی مهاجرت هستند. مهاجران برای عبور از مرز به آنان پول پرداخت میکنند، اما پس از آغاز سفر، کنترل مسیر، اطلاعات و ارتباطات در اختیار قاچاقبر قرار میگیرد.
برخی قاچاقبران ممکن است مهاجران را در مناطق ناامن رها کنند، پول بیشتری مطالبه کنند یا آنان را به شبکههای دیگر تحویل دهند. در بعضی پروندهها، مرز میان قاچاق انسان، اخاذی و گروگانگیری روشن نیست.
به همین دلیل، بررسی نقش قاچاقبران باید بخش اصلی هر تحقیق درباره ربایش مهاجران باشد. تمرکز تنها بر گروههای مسلح ممکن است نقش شبکههای جنایی، واسطههای محلی و افرادی را که در انتقال یا تحویل مهاجران نقش دارند، نادیده بگیرد.
از گروگانگیری تا مرگ در دشت؛ مسیر مهاجرتی که به پایان نمیرسد
خطر مهاجران افغانستانی تنها به ربایش و گروگانگیری محدود نمیشود. در روزهای اخیر، سرنوشت یک گروه ۱۹ نفره از مهاجران افغانستانی، بار دیگر خطر مرگبار مسیرهای غیرقانونی به سوی ایران را برجسته کرد.
این گروه در تلاش بود از مسیرهای دشوار و بیابانی ولایت نیمروز خود را به مرز ایران برساند؛ اما در گرمای شدید، کمبود آب و شرایط سخت بیابانی ناپدید شد. یک هفته قبل جسد پنج نفر از آنان که باشنده مزارشریف بودند به اون شهر انتقال داده ش ه به خاک سرپردند.
بر اساس اطلاعاتی که خانوادهها در اختیار سیتی نیوز قرار دادهاند، شماری از این مهاجران از شمال افغانستان و شهر مزارشریف بودند؛ جوانانی که برای یافتن کار و ساختن آیندهای بهتر، راهی سفری شدند که پایان آن هنوز روشن نیست.
این رویداد تنها یک حادثه در بیابان نیست؛ بلکه تصویری از واقعیتی است که هزاران شهروند افغانستان هر روز با آن روبهرو هستند. بسیاری از آنان به دلیل فقر، بیکاری، ناامنی و نبود فرصتهای زندگی، ناچار میشوند مسیرهایی را انتخاب کنند که در آن نه آب کافی وجود دارد، نه امکانات امدادی و نه راهی مطمئن برای درخواست کمک.
در چنین مسیرهایی، یک خرابی موتر، گمشدن راهنما یا تمامشدن آب میتواند به مرگ منجر شود. خانوادهها نیز پس از قطع تماس، روزها و هفتهها در بیخبری میمانند؛ بیآنکه بدانند عزیزانشان زندهاند، گرفتار شدهاند یا جان خود را از دست دادهاند.
رویداد اخیر نیمروز، در کنار پرونده چهار جوانی که خانوادههایشان میگویند در مسیر پاکستان به ایران ربوده شدهاند، نشان میدهد مهاجران افغانستانی در مسیر رسیدن به امنیت، با خطرهای گوناگونی روبهرو هستند: برخی در بیابان جان میدهند، برخی ناپدید میشوند و برخی دیگر به دست قاچاقبران یا شبکههای گروگانگیری میافتند.
خطرهای دیگر در این مسیر شامل موارد زیر است:
• مرگ بر اثر تشنگی، گرمای شدید یا سرمای طاقتفرسا؛
• گمشدن در بیابانها و مناطق کوهستانی؛
• خرابی وسایل نقلیه و رهاشدن مهاجران در مناطق دورافتاده؛
• خشونت و سوءاستفاده قاچاقبران؛
• ربایش، شکنجه و درخواست باج؛
• بازداشت و اخراج؛
• تیراندازی یا برخورد خشونتآمیز در مناطق مرزی؛
• سرقت پول و مدارک؛
• جدایی کودکان و اعضای خانواده؛
• نبود دسترسی به درمان، آب و کمکهای انسانی.
برای بسیاری از مهاجران، سفر با امید رسیدن به امنیت آغاز میشود؛ اما در میانه راه، همان مسیری که قرار بود آنان را از بحران نجات دهد، به صحنهای از مرگ، ناپدیدشدن، خشونت و گروگانگیری تبدیل میشود.
مسئولیت دولتها
دولتهای افغانستان، پاکستان و ایران مسئولیت دارند از جان و حقوق انسانها در مناطق تحت حاکمیت یا کنترل خود محافظت کنند و با شبکههای قاچاق و گروگانگیری مقابله نمایند.
همکاری میان نهادهای مرزی، پلیس و دستگاههای قضایی سه کشور میتواند در شناسایی مسیرهای قاچاق، نجات گروگانها و بازداشت عاملان مؤثر باشد. اما نبود هماهنگی، دشواری دسترسی به مناطق مرزی و بیاعتمادی مهاجران به نهادهای دولتی، پیگیری پروندهها را پیچیده میکند.
مسئولیت نهادهای بینالمللی
سازمان ملل، نهادهای حقوق بشری و سازمانهای حمایت از مهاجران میتوانند در ثبت موارد ربایش، حمایت از خانوادهها و افزایش فشار برای انجام تحقیقات مستقل نقش داشته باشند.
ایجاد سازوکارهای مشترک برای ثبت افراد ناپدیدشده، ارائه کمکهای حقوقی و ایجاد راههای امن برای گزارش گروگانگیری میتواند به کاهش آسیبها کمک کند.
همچنین، گسترش مسیرهای قانونی مهاجرت، ویزاهای بشردوستانه، برنامههای اسکان مجدد و حمایت از پناهجویان میتواند وابستگی افراد به قاچاقبران را کاهش دهد.
نتیجهگیری
مهاجران افغانستانی که برای فرار از ناامنی، فقر و محدودیتها کشور خود را ترک میکنند، در بسیاری از موارد به جای رسیدن به امنیت، وارد مسیر تازهای از خطر میشوند؛ مسیری که در آن قاچاقبران، شبکههای جنایی و گروههای مسلح از آسیبپذیری آنان سود میبرند.
روایت چهار خانوادهای که فرزندانشان در مسیر ایران به گروگان گرفته شدهاند، تنها یک پرونده نیست؛ بلکه بازتاب رنج خانوادههایی است که میان ترس، بیخبری و فشار مالی گرفتار ماندهاند.
گروگانگیری مهاجران تنها یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه یک بحران انسانی و حقوق بشری است. مقابله با آن نیازمند همکاری منطقهای، تحقیق مستقل، مبارزه با شبکههای قاچاق و ایجاد مسیرهای امن و قانونی برای مهاجران است.
برای بسیاری از مهاجران، سفر با امید رسیدن به امنیت آغاز میشود؛ اما گاهی همان مسیر، به دام قاچاقبران و گروگانگیران تبدیل میشود.



